تبلیغات
راه های جذب مردها




Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:---

نویسنده :shirin

چگونه دل مردی را برای طولانی مدت به دست بیاوریم

با سلام به شما خواننده ی عزیز

خوشحال می شم در قسمت نظرات، نظراتتون رو درباره کتاب بدونم.


چرا وقتیکه سعی می کنید تا یک مرد را به سوی تعهد سوق دهید  او عقب می کشد ؟!!!

در این مورد چه کاری از دست شما بر می آید ؟

برای کسانیکه می خواهند مرد مورد علاقه شان را به خود جذب کنند!

اول می خواهم چند سوال بپرسم ، صادقانه پاسخ دهید:

- آیا تا به حال پیش آمده که مرد مناسبی را ملاقات کرده باشید و از او خوشتان آمده باشد ، اما

بعد از آنکه با او بیشتر آشنا شدید متوجه شده باشید که چندان به شما تمایل ندارد ؟!!

- آیا هرگز برایتان اتفاق افتاده که بعد از ملاقات مردی جذاب در زندگیتان ، آنچنان در احساسات

خود نسبت به او غرق شده باشید که درگیر رابطه شده باشید ، در حالیکه

 می دانستید که کارتان درست نیست ! و او بلافاصله کنار کشیده

باشد و تنهایتان گذاشته باشد ؟!!

- آیا هرگز برای مدتی طولانی (مثلاً ۶ ماه) با مردی ملاقات کرده اید، در حالیکه حس کرده باشید

که وقتش رسیده تا در مورد تعهد با او صحبت کنید و به نحوی این موضوع را پیش کشیده باشید

اما او با شنیدن این حرفها کنار کشیده ، از شما دور شده باشد ؟!!

 در حالیکه شما سعی کردید تا به او نزدیکتر شوید ، او از شما دورتر شد !!!

مطمئناً وقتیکه یکی از این اتفاقها افتاد دوستان دختر شما به شما گفتند که :

"فراموشش کن ، اون دیوونست !" ، یا مثلاً می گویند که "اون متوجه نیست که داره چه کسی

رو از دست میده !"

اما هیچ وقت به نظر نرسید که اون این احساس رو داشته باشه یا دلش برای شما تنگ بشه!!

اما شما به این قضیه فکر کردید و پیش خودتان گفتید که شاید من اشتباهی کردم !

و شاید اگر می دانستید که اشتباهتان چه بوده و راه درست را بلد بودید این اتفاقات نمی افتاد.

بله حق با شماست .

فقط به این دلیل که دوستان شما گفتند که او دیوانه است یا تقصیر تو نبوده ، دلیل نمی شود

که آنها مرد مورد علاقه ی شما و واکنش او رادرک کرده اند .بیشتر زنان مردان را درک نمی کنند

و دوستان شما هم که چنین حرفهایی را به شما زده اند نیت خیرخواهانه ای داشته اند و می خواسته اند که شما

 احساس بهتری داشته باشید .اما این کار آنها حتی شرایط را بدتر می کند ! آنها به جای اینکه راهی را برای نگه

داشتن او به شما نشان دهند فقط دارند همه ی تقصیرها را به گردن او می اندازند .

و به این شکل شما به کار خود و به رفتار خودتان به همان شیوه ای که هست ادامه می دهید.

تا روزیکه مرد مناسبی را ملاقات می کنید اما هنوز نمی دانید که او را چطور حفظ کنید !

مردان مناسب شاید کمیاب باشند و هنگامیکه شما یکی از آنها را در زندگیتان ملاقات می کنید

از دست دادن او کار عاقلانه ای به نظر نمی رسد !

خبر خوب : به نظر من راهی وجود دارد تا شما با این شرایط کنار بیایید .

مطالبی که در این کتاب اومده به شما کمک می کنه تا  به نگرش

جدیدی در رابطه با مردان دست پیدا کنید . به شما کمک می کنه تا اشتباهات بزرگ خودتونو

بشناسید و روی رفتار خودتون کنترل پیدا کنید و از راه های طبیعی مرد مورد علاقتون رو به

خودتون جذب کنید .




فصل های این کتاب :

·        بخش اول :

 یافتن رازهای پنهان برای موفقیت با مردان

 

 فصل اول . درون ذهن یک مرد               

دنیای درونی                     

نقش مردانه                   

بیدار شو و دیدگاهت را درباره ی مردها عوض کن !

شیوه ی طبیعت

علاقه ی مردانه

افسانه ای که می گوید مردها فقط به دنبال یک ماجرا هستند

خطر بیوشیمی

دردسر به دست آوردن یک مرد مناسب

فریبکاران و حقه های منفی دیگر
 

فصل دوم . چطور از آنچه یک زن تجربه می کند آگاه شدم

داستان من

افکار ابتدایی

فصل سوم . مردان و روابط

درباره ی آنچه می خواهی صادق باش

انتخاب گری یعنی موفقیت

چرا مردها می خواهند مجرد بمانند

چطور درباره ی رابطه با یک مرد فکر کنیم

متقاعد کننده

تعادل رابطه

سیگنال های مهم


·        بخش دوم :

 احساسات : بهترین دوست و بدترین دشمن شما


فصل چهارم . تجربه ی شما و آنچه احساس می کنید

پذیرش و سلامت عاطفی

آگاهی و مشاهده درونی

به عنوان یک زن آسوده باشید

علم عواطف

عواطف فراگیر هستند

حالت های درونی

یک داستان درباره ی ویکی

فصل پنجم. بزرگترین اشتباهاتی که زنها در رابطه با احساساتشان می کنند

زنان خواستنی

پتانسیل عاطفی

مردان مناسب ، مردان نامناسب : شما چه کسی را دوست دارید ؟

تحمیل کردن احساساتتان به یک مرد

بدهی رابطه

ده اشتباهی که زنان در رابطه بامردان مرتکب می شوند ، اشتباهاتی که

 آنها را از یافتن مرد مناسب باز میدارد !

اشتباهی که زنها می کنند و باعث می شود مردها عقب بکشند

احساسات شما به او چه می گویند


فصل ششم . جای خالی عاطفی

عدم تناسب یا ناهماهنگی

جداکردن خودتان از سایر زنان

به دست آوردن مالکیت عواطف

·        بخش سوم :

 اعمال بلندتر از کلمات حرف می زنند ، شماچگونه حرف می زنید ؟

 

فصل هفتم . چطور مردی را جذب کنیم

جذابیت : موضوع مهم چیست ؟

ساده بگیرید

نفرینی برای زنان زیبا

جذابیت فیزیکی و ذهنی

چطور رفتار خودخواهانه جذابیت می آفریند

ویژگیهای شخصیتی که مردان را جذب می کند

راه طبیعی برای جذب مردان

منحصر به فرد و غیر قابل پیش بینی باشید

نشانه گرفتن سطحی عمیق تر از جذابیت در مردان

درباره ی تست کردن و به چالش طلبیدن مردها

احتیاج و عدم امنیت

تصور کردن یک نقش

درباره ی ملاقات

فصل هشتم .از یک رابطه سطحی به سوی یک رابطه ی متعهد

رازهای ارتباطی با مردها و روابط جدید

حقیقتی درباره ی اینکه چرا مردان متعهد می شوند یا کنار می کشند

نحوه ی ارتباط برقرار کردن

با زبان او صحبت کردن

مرد را منتظر نگه دارید

چرا مردها بعد از رابطه با زنها کنار می کشند ؟

تعیین استانداردهای رابطه

فشردن دکمه ی مخفی ارتباطی او

پنج دلیلی که مرد زنی را که دوست می داشته ترک می کند

چطور می توانم او را برگردانم ؟


فصل نهم . نگه داشتن او  یا

" چگونه رابطه ای بلندمدت داشته باشیم ؟"

زندگی یک رابطه

بخشهایی کوتاه از این کتاب :

·        بیدار شو و دیدگاهت را درباره ی مردها عوض کن !

اجازه دهید چند سوال درباره ی مرد مورد علاقه تان بپرسم ، چند دقیقه ای به آنها فکر کنید :

·        آیا او از نظر عاطفی در دسترس است ؟

( به عبارت دیگر آیا او با اشتیاق و آشکارا با شما ارتباط برقرار می کند ؟ آیا او به نیازهای عاطفی شما به شیوه ای مثبت یا دلسوزانه پاسخ می دهد ؟)

·        آیا او احساساتش را بی پرده با شما سهیم می شود ؟

·        آیا فکر می کنید که او از تشکیل زندگی مشترک خوشحال می شود یا اینکه فکرمی کنید که او هنوز به دنبال ماجراهایی در زندگی شخصی اش است ؟!

·        آیا او به دنبال یک  شریک زندگی ست و یا به سادگی به دنبال معشوقه ایست که مدتی را با او بگذراند ؟

وقتیکه شما به این سوالات فکر می کنید ، اطمینان حاصل کنید که از یک اشتباه معمول پرهیز می کنید!

" گمان نکنید که آنچه او می خواهد همانیست که شما می خواهید و گمان نکنید که آنچه او می خواهد بایستی از نظر شما معنی دار باشد ".

باور اینکه هر چه شما می خواهید همانیست که یک مرد می خواهد نهایت غرور و خودخواهی شماست ، که من به آن "عشق خودخواهانه" می گویم .

·        شیوه ی طبیعت

در قلمرو حیوانات ،موجود ماده معمولاً جفت خود را انتخاب می کند . این موجود ماده است که حرکات و شیوه های خاص جفت گیری موجود نر را قبول کرده یا رد می کند . همین الگو برای هزاران سال در بین انسان ها نیز رایج بوده است .

حتی وقتیکه مرد ، زن را انتخاب می کند ، روابط موفق و با دوام اغلب از شخصیت مقتدر یک زن برخوردار هستند .شما می توانید این مسئله را هنگامیکه یک مرد از یک زن خواستگاری می کند و زن تصمیم گیرنده است که آیا او را قبول کند یا نه ببینید و یا در خانواده هایی که زن به عنوان مدیر خانه تصمیم نهایی را می گیرد ، این موضوع مشهود است .

زن ها یک غریزه ی طبیعی دارند که در هنگام انتخاب همسر آنها را به شدت انتخاب گر می کند .به گمان من این غریزه انتخاب گری ناشی از نیاز آنها برای محافظت از ذخایر تناسلی محدودشان است .

چند نمونه  رفتار انتخاب گری در زنان شامل آزمودن مردها ، به چالش طلبیدن آنها ، بررسی ویژگیهایشان ، سخت کردن بازی برای مردها و یا وادار کردن مردها به رقابت برای جلب توجه آنهاست !

و اما مردها ...

·        علاقه ی مردانه

مرد به دوشیوه می تواند به یک زن علاقه مند باشد .

اول . زنی که می خواهد با او رابطه ای جدی و عاشقانه داشته باشد .

دوم . زنی که می خواهد فقط مدتی را با او بگذراند .

این دو مورد در ذهن یک مرد کاملاً از هم مجزا هستند . به خاطر داشته باشید که یک مرد می تواند بیوشیمی جنسی را تجربه کند، بدون اینکه تمایلی برای یک رابطه واقعی داشته باشد . پس گمان نکنید که  او لزوماً به رابطه ای جدی و عمیق با شما فکر می کند .

بعضی مردان رفتاری سطحی و سرد دارند و در نتیجه برای یک زن غیرممکن است که این طرز رفتار را درک کرده یا ماهیت آن را تشخیص دهد .

اجازه دهید تا چنانچه مجرد هستید موضوع مهمی را به شما یادآوری کنم .

·        افکار ابتدایی

بعضی مردم می گویند که وقتی شخص مورد نظرت را ملاقات کنی ، خودت متوجه خواهی شد و همه چیز به طور معمول و خود به خود پیش خواهد رفت . اما این استثناست ، نه قانون ! اگر شما مثل بیشتر زنهای دنیا باشید می دانید که روابط عاشقانه و ایجاد تعهد در یک رابطه به چیزی بیشتر از شانس و اقبال نیاز دارد .

·        چرا مردها می خواهند مجرد بمانند

دلیل اینکه همه چیز را درباره ی تمایل به مجرد ماندن می دانم این است که خودم هم این طرز فکر را داشته ام . این طرز فکریست که بیشتر مردها دارند . حتی اگر ارتباط شما با یک مرد فوق العاده باشد ، مدت زیادی طول می کشد تا او به یک رابطه ی بلند مدت فکر کند .اما مهم است که آنها بدانند که موضوع تعهد برای شما اهمیت دارد


مردها درباره ی ملاقات ها ایده های متفاوتی دارند . این مسئله به ویژه در مورد مردان جذاب و موفق صادقتر است . مثلاً :

-         مردانی که گزینه های دیگری دارند ، فکر می کنند که حالا که موضوعی مطرح نشده پس می توانند با آنها هم ملاقات کنند .آنها ممکن است با زنان بیشتری ملاقات کنند ، چون روابط سطحی از نظرشان نوعی تفریح است

·        پذیرش و سلامت عاطفی

شرط لازم برای یک رابطه ی خوب با یک مرد این است که از آنچه در درونتان می گذرد ، آگاه باشید و با آن احساس آرامش کنید .دلیل عمده ای که باعث می شود تا یک مرد بخواهد آینده اش را با زن مشخصی بگذراند ، بلوغ عاطفی زن یا سلامت عاطفی اوست . برای بیشتر زنها ایجاد و نگهداری تعادل و هماهنگی مهمترین فاکتور شخصی برای پایه ریزی یک رابطه ی طولانی مدت و نگه داشتن مرد است . چرا؟   

بعضی زنها فکر می کنند که می توانند با ظاهری تحریک کننده و یا صمیمیت های فیزیکی مرد را به دام انداخته و نگه دارند . این زنها فکرمی کنند که راه سریع و ساده را انتخاب کرده اند، در دل باور دارند که "زمانیکه این مرد دریابد من چقدر او را دوست دارم و چقدر رابطه مان خاص و ویژه است به من علاقه مند خواهد شد" .

متاسفانه استفاده از جنسیتتان وضعیتی ناامید کننده برای نگه داشتن یک مرد و ساختن رابطه ای واقعی ست !
     

در زیر به چند راه معمول اشاره شده که از طریق آن می توانید از احساسات واگیردار استفاده کنید و موقعیت با مردها را بهبود بخشید :

-         اگر در رابطه با موضوع جدی و مهمی با مرد صحبت می کنید ، آرام و کنترل شده باشید . اگر راهی پیدا کنید تا آرام تر و با اعتماد به نفس تر به نظر برسید ، باعث می شود که مرد از لحاظ احساسی بازتر شده و او نیز همین احساس را داشته باشد .

·        سرمایه گذاری عاطفی ( نه خرج کردن )

سرمایه گذاری به این معناست که شما توقع ندارید که مقداری بیشتر یا مساوی با آنچه گذاشته اید را فوراً برداشت کنید .

قانونی در روابط وجود دارد که می گوید :" تو همیشه بیشتر از آنچه به دست می آوری ، سرمایه می گذاری ، اما این سرمایه گذاری برایت  هزینه ای ندارد ... پس بدون توقع نتیجه ای فوری به آن ادامه بده ".

   
"یک مرد هرگز به خاطر رابطه ی فیزیکی با شما به ارزشتان پی نخواهد برد"

این رابطه ی  او با شما دلیلی نیست که ثابت کند او حتی دقیقه ای به رابطه ی بلند مدت و جدی فکر کرده است ! متوجه شدید ؟!

شما الان به ازدواج با او فکر می کنید ، در حالیکه او هنوز حتی به داشتن رابطه ای جدی با شما فکر نکرده است !

کاش که مرد قبل از رابطه این مسئله را به شما می گفت ، اما بیشتر مردان این کار را نمی کنند و البته شما هم در این قضیه سهمی داشته اید !
   
مردها می خواهند که درباره ی ملاقات ، جذب و تعقیب یک زن به چالش طلبیده شوند و بعد می خواهند که دل زن را ربوده و با این موفقیت احساس قدرت بیشتری بکنند .

آنها به یکی از این دو شیوه به خواسته شان می رسند :

1-  آنها  در کوتاه مدت با رابطه ی فیزیکی با زن ، به خلاء و رهایی بیشتری می رسند .

2-  آنها به طور عمیق و بلند مدت با بودن عاطفی  با یک زن ، به عشق و ارتباط می رسند .

حالا این زن است که به او کمک می کند تا یکی از این دو راه را انتخاب کند .جالب است نه ؟!!   
 
و این مطالب تنها مقدمه ای از بعضی فصلها را در برداشتند   

 مطالبی که خوندید گفته های نویسنده ی این مطالب بود که  از زبان انگلیسی  ترجمه شده .



این مطالب به صورت یک فایل 290 صفحه ای می باشد

توجه کنید : این مطالب به صورت فایل pdf می باشد

 و از طریق ایمیل یا دانلود قابل دریافت است.


روش خرید آنلاین :

برای خرید آنلاین

کلیک کنید










تاریخ:دوشنبه 11 آبان 1394-01:20 ب.ظ

نویسنده :shirin

چرا زنها مجذوب مردهایی می شوند که آزارشان می دهند ( چرا زن ها جذب مردهای بد می شوند )

می‌گویند زن‌ها خودآزارند، می‌گویند اگر می‌خواهی یک زن را همیشه در زندگی‌ات داشته باشی، باید زجرش دهی. باید زندگی‌اش را سخت کنی تا به‌خاطر یک لبخندت بال دربیاورد و قدر کوچک‌ترین قدم‌هایی که به سمتش برمی‌داری را بداند. می‌گویند اگر زن‌ها را به رابطه‌ای امن و برابر وارد کنی، قدرت را نمی‌دانند و رهایت می‌کنند. شما چه فکر می‌کنید؟ شما هم با ادعاهای کلیشه‌ای مردهای شکست‌خورده موافقید و تصور می‌کنید زجر کشیدن اصلی‌ترین عنصری است که یک زن را در رابطه‌ای عاشقانه ماندگار می‌کند؟ محققان با این ادعا موافق نیستند. از نظر آنها ماندن در رابطه آزاردهنده دلایل زیادی دارد اما اگر پای یک زن بیمار در میان نباشد، میل به زجر کشیدن در میان این دلایل جایی ندارد.

می‌دانید راه را اشتباه می‌روید اما نمی‌توانید قلب‌تان را مهار كنید؟ می‌دانید این عشق به شما آسیب می‌زند، حسرت آرامش عاشقانه دوستان‌تان را می‌خورید اما توان دل كندن ندارید؟ دیگران شما را به ضعیف بودن متهم می‌كنند و از آنجا كه می‌دانید حرف حساب می‌زنند، جوابی برای‌شان ندارید؟ ریچادر آ فریدمن، استاد روانشناسی و مدیر کلینیکی روانپزشکی‌ در کالج پزشکی «ویل کورنل» می‌گوید، بیهوده تقلا نكنید! چراكه مغز شما امكان بیرون آمدن از یك عشق آزاردهنده را برای‌تان فراهم نمی‌كند. او ادعای برخی پژوهشگران كه می‌گویند ما عاشق زجر كشیدن هستیم را رد می‌كند و می‌گوید میل ناهوشیار به زجر كشیدن نیست كه قلب ما را به آدم‌های بد پیوند می‌زند بلكه دمدمی‌مزاج بودن و وجود تناقض در عملکردمدار پاداش در مغز ماست كه پای این آدم‌ها را به زندگی‌مان باز می‌كند.

چه اتفاقی می‌افتد؟

این ادعای فریدمن شما را گیج كرده؟ اجازه دهید موضوع را بیشتر توضیح دهیم. هر كدام از ما در مغزمان یك شبكه عصبی ابتدایی داریم كه به پاداش‌هایی حساس است. این شبكه وقتی به چیزهایی مثل پول، محبت و حتی غذای دلخواهش می‌رسد فعالیتش را بیشتر می‌كند و احساس لذت را در بندبند وجود ما ایجاد می‌كند. شاید برای‌تان تعجب‌آور باشد اما این شبكه وقتی با هیجان‌های غیرقابل پیش‌بینی روبه‌رو می‌شود فعالیتش چند برابر می‌شود و لذتی غیرقابل وصف را برای‌مان ایجاد می‌كند. 

وقتی در همان لحظه‌ای كه پای تلویزیون نشسته‌ایم، مجری برنامه اسم ما را به عنوان برنده مسابقه پیامكی می‌خواند، وقتی تیم مورد علاقه‌مان قهرمان لیگ می‌شود و البته وقتی عشق را در یك رابطه پرفراز و فرود تجربه می‌كنیم، این مدار حسابی فعال می‌شود و برای ایجاد احساس لذت به اینكه عشق مورد نظر چقدر با آرامش و اطمینان همراه بوده هم اهمیتی نمی‌دهد. بررسی‌های محققان بارها ثابت كرده‌ است كه فعالیت مدار پاداش مغز با لذت‌های غیرقابل پیش‌بینی چند برابر می‌شود و به همین دلیل است كه تجربه یك عشق توفانی و حتی عذاب‌آور از یك عشق جاودان و آرامش‌بخش لذت بخش‌تر است.

چرا مردهای بد پرطرفدارترند؟

از نظر محققان وقتی شما از چنین ارتباطی لذت می‌برید، نصیحت‌ها و دلیل آوردن‌های دیگران نمی‌تواند به ترك عشق وادارتان كند چراكه مغز شما لجوج‌تر از آن است كه لذت‌های غیرمنتظره را فدای سكون یك رابطه آرام كند.

پدر و مادرتان هم مقصرند

از قدیم گفته‌اند پدر و مادرها خیر و صلاح بچه‌های‌شان را می‌خواهند. راست گفته‌اند! اما گاهی معادلات روانشناختی با هیچ ادعای منطقی جور درنمی‌آید. از نظر محققان حتی اگر یك پدر بدخلق و سختگیر آرزوی ازدواج دخترش با یك مرد آرام را داشته باشد، باز هم بعید است كه به این آرزو برسد و اگر یك مادر خودمحوركه به‌خاطر آرامش خودش فرزندانش را رها كرده، آرزوی سر وسامان گرفتن‌شان را داشته باشد، باز هم بعید است كه شاهد تكرار حضورش در زندگی فرزند خود نباشد. منظورمان از تكرار حضور والدین در زندگی بچه، ازدواج آنها با افرادی است كه دقیقا نمونه كپی شده خود والدین هستند.

چه اتفاقی می‌افتد؟

پژوهشگران حوزه روانشناسی معتقدند بسیاری از ما، عاشق افرادی می‌شویم كه بیشترین شباهت را به آدم‌های كودكی‌مان دارند. شباهت به پدر یا مادر، مهم‌ترین اصلی است كه در این شرایط بانی عشق می‌شود و این اصل وقتی باتجربه یك رابطه آزاردهنده با این دو فرد همراه می‌شود، قوت بیشتری هم پیدا می‌كند. از نظر روانشناسان، عشق به معنای جست‌وجوی چیزهایی نیست كه همیشه در زندگی‌مان كم بوده و آرزوی داشتن‌شان را داشته‌ایم بلكه گاهی عشق تجربه دوباره همه چیزهایی است كه روزی به ما آسیب زده‌اند. روانشناسان به شیوه‌های مختلفی این موضوع را توجیه می‌كنند. عده‌ای از آنها می‌گویند ما به دنبال كسانی می‌گردیم كه دقیقا امكان تجربه كردن همان آسیب‌هایی كه در كودكی از سوی والدین‌مان دیده‌ایم را دوباره برای‌مان فراهم كنند. 

انگار مغز زجردوست ما هیچ‌وقت بی‌خیال این واقعیت‌های آزاردهنده نمی‌شود. البته از نظر این روانشناسان، نوعی خوش‌بینی هم روی این شیوه عاشق شدن تاثیر می‌گذارد. آنها می‌گویند آزارهای كودكی و خاطرات تلخ از ذهن ما پاك نمی‌شوند و همیشه این عقده كه باید این مشكلات را حل كنم و به آرامش برسم را در زندگی‌مان باقی می‌گذارند. به گفته روانشناسان درست است كه در كمتر موردی فردی كه عاشقش شده‌ایم، تغییر می‌كند اما میل به تغییر دادن معشوق آسیب‌زننده در واقع ادامه میل به تغییر دادن پدر یا مادر آسیب‌زننده است. انگار می‌خواهیم با نوعی فداكاری، خود را به چنین رابطه‌ای وارد كنیم و یك‌بار برای همیشه مشكلی كه سال‌ها ذهن‌مان با آن درگیر بوده را حل و این داستان كهنه را با پیروزی تمام كنیم.

بله؛ خودشیفته‌ها جذاب‌ترند

حتما این جمله را بارها شنیده‌اید: «عشق نوعی خودآزاری است!» و حتما این ادعا که زنان از مردان خودآزارترند هم به گوش‌تان آشناست. با کمال تاسف باید بگوییم حتی اگر عشق واقعا خودآزاری نباشد، باز هم شمار زنانی که می‌خواهند با وارد شدن به یک رابطه عاشقانه خود را آزار دهند بیشتر از مردانی است که چنین تمایل پنهانی دارند. محققان می‌گویند شخصیت‌های سیاهی مثل خودشیفته‌ها و جامعه‌ستیز‌ها در میان مردان بیشتر از زنان دیده می‌شوند و جالب اینجاست که این مردها در جذب زنان تواناتر از دیگر همتایان‌شان هستند. کتاب بر باد رفته را خوانده‌اید؟ شاید همین موضوع است که اسکارلت را از اشلی سر به راه و عاشق جدا و به رابطه پرنوسان با رت باتلر وارد می‌کند. از نظر محققان این زن تنها نیست و بسیاری از خانم‌ها یک اسکارلت درون دارند.

چه اتفاقی می‌افتد؟

از نظر محققان این موضوع ارتباط چندانی به فرهنگ ندارد و در همه جوامع مردها بیشتر به دامان خودشیفتگی می‌افتند و بیشتر منم‌منم می‌كنند. بر اساس این بررسی‌ها، آغاز كردن یك ارتباط برای خودشیفته‌ها آسان‌تر است و این افراد از قرار گرفتن در رابطه‌های موازی هم ابایی ندارند اما با وجود این چنین شخصیت‌هایی، توانایی بالاتری برای جذب زنان دارند. گرچه این مردها اهل تعهد و رابطه‌های بلندمدت نیستند اما از نظر پژوهشگران اعتماد به نفس، سرسختی و ریسک‌پذیری این آقایان ستودنی است و به همین دلیل بی‌آنكه هوشیارانه از دلیل رخ‌ دادن چنین عشقی باخبر باشند، ناخودآگاه به این مردها بله می‌گویند. 

درحالی‌كه زنان در جمع‌های دوستانه و حتی پرسشنامه‌های روانشناسی می‌گویند به دنبال یك شریك همیشگی هستند كه به آنها آرامش دهد و زندگی‌شان را به بازی نگیرد اما در عمل توان مقاومت در برابر تمایلات ناخودآگاه‌شان را ندارند و به دام این مردها می‌افتند. زندگی با مرد جسوری که شجاعانه در مورد توانایی‌هایش حرف می‌زند، در رابطه به فرد مقابلش باج نمی‌دهد و در همه ابعاد زندگی خود را در اولویت می‌گذارد برای بسیاری از خانم‌ها جالب است و شاید لازم باشد باز هم به اولین یافته‌ای که مطرح کرده‌ایم بازگردیم و این ادعای پژوهشگران که عشق غیرمنتظره حتی اگر زجرآور باشد، باز هم شیرین است را تکرار کنیم. بله! زندگی با یک خودشیفته آسیب‌رسان همیشه بالا و پایین‌هایی دارد که می‌تواند عنصر غیرمنتظره بودن را به عشق وارد کند.

این زن‌ها بی‌عرضه‌اند؟

چرا برخی زن‌ها برای بیرون آمدن از یک رابطه نابرابر و آزاردهنده تلاش نمی‌کنند؟

نمی‌خواهند تنها بمانند

گاهی زن‌ها گرفتار انتخاب‌هایی اشتباه می‌شوند، چون از تنهایی می‌ترسند. چنین افرادی حاضر نیستند به خود فرصت به دست آوردن شناخت مناسب از فرد مقابل‌شان را بدهند یا از میان گزینه‌های پیش رو مناسب‌ترین‌شان را انتخاب كنند. به عقیده روانشناسان برای زنانی كه از تنها ماندن وحشت‌دارند، بودن یك مرد در كنارشان كافی است. 

راه خروج را نمی‌دانند

گاهی زنان گرفتار رابطه‌هایی آسیب‌رسان می‌شوند و با تمام وجود مایلند به رابطه‌ای كه آزارشان می‌دهد، پایان دهند. این افراد تنها نمی‌دانند چطور و از چه زمانی باید رابطه را قطع كنند و به همین دلیل همچنان در ارتباطی كه به آنها آسیب می‌زند می‌مانند. آنها همیشه منتظر یک معجزه و یک دست غیبی می‌نشینند تا برای نجات‌شان قدم بردارد و با بهانه‌های مختلف بیرون آمدن از رابطه را به تعویق می‌اندازند. 

از دیگران الگو می‌گیرند

این افراد همیشه شنیده‌اند كه مردها مثل هم‌اند و همه زندگی‌ها هم همین‌طور هستند. به همین دلیل تلاشی برای تغییر شرایط خود نمی‌كنند. آنها فکر می‌کنند دیگران هم به اندازه خودشان زجر می‌کشند و گاهی با این توجیه که فلانی شرایط سخت‌تری دارد، بهانه‌ای برای خوشبخت جلوه دادن خود دست‌وپا می‌کنند. این زن‌ها حاضر نیستند بپذیرند هرکس خالق سرنوشت خودش است و شکست‌ها و دشواری‌های زندگی شان را به عنوان یک قانون همه‌گیر جلوه می‌دهند.

فكر می‌كنند ناجی هستید

مردهای آسیب‌رسان همیشه در یک رابطه نقش ظالم را بازی نمی‌کنند. این مردها گاهی چهره مظلوم را به خود می‌گیرند و به زنان ضعیفی که فکر می‌کنند ناجی تمام آدم‌های جهان هستند اجازه بیرون آمدن از رابطه را نمی‌دهند. این زن‌ها مدام می‌گویند «بدون من می‌میرد!»، «اگر حالا رهایش کنم یک سال درس خواندنش بی‌نتیجه می‌ماند و امتحان کارشناسی‌ارشدش را خراب می‌کند!»، «او جز من کسی را ندارد!» و...


تاریخ:دوشنبه 21 اردیبهشت 1394-10:25 ب.ظ

نویسنده :shirin

با این کارها مردتان را فراری می دهید

فکرش را هم نمی‌کنید که یک کار ساده یا جمله بی‌اهمیت، چطور می‌تواند روی قضاوت همسرتان تاثیر بگذارد، اما اشتباه می‌کنید. درست است که مردها حسشان را بروز نمی‌دهند اما باور کنید که با همین کارهای ساده، نظر‌شان در مورد شما از این رو به آن رو می‌شود.
مردها حساس‌تر از چیزی هستند که شما فکر می‌کنید و جملات و کارهای ساده گاهی اوقات در ذهنشان از شما یک هیولا می‌سازد؛ هیولایی که آنها را درک نمی‌کند، خودخواه است و نمی‌تواند آرامش را به‌خانه‌شان بیاورد. اگر نمی‌خواهید خوشبختی شما به دلیل نادیده گرفتن این ریزه‌کاری‌ها از دست برود، نگاهی دوباره به رفتارهایتان بیندازید و سعی کنید دنیا را از دریچه نگاه همسرتان ببینید.

این نوع انتقاد را متوقف کنید
انتقاد از زن‌های دیگر و تلاش برای تخریب چهره‌ آنها، راهی است که خیلی از زن‌ها می‌خواهند با کمك آنها زندگی‌شان را نجات دهند. بسیار از زن‌ها فکر می‌کنند، تحقیر خانم‌های دیگر در مقابل همسرشان و برجسته نشان دادن عیب‌های آنها می‌تواند تصور همسرشان را نسبت به زن‌های دیگر تغییر دهد.
اما این جملات منفی، دقیقا همان حرف‌هایی است که مردها از شنیدن‌شان بیزارند. نگاهی به رفتارهایتان بیندازید. اگر شما هم پیش از این چنین اشتباهاتی را مرتکب می‌شدید، از همین لحظه برای تغییر آن تلاش کنید. مردها اهمیت نمی‌دهند که شما چه نظری در مورد خانم‌های دیگر دارید.
آنها دنیا را همانطور که خودشان می‌خواهند می‌بینند؛ پس با انتقال این قضاوت‌های اغراق شده، توجهشان را به موضوعی که از آن هراس دارید، جلب نکنید. قضاوت شما نمی‌تواند وفاداری همسرتان را کم و زیاد کند. پس اگر به موضوعی شک دارید، به‌جای ابراز تنفر از زن‌های دیگر، ریشه مشکل را پیدا کرده و ارتباط‌تان را اصلاح کنید.
 
شما جاسوس نیستید
یکی از اتفاقات بدی که می‌تواند برای یک مرد بیفتد این است که ناگهان ببیند همسرش در حال جستجو در وسایل شخصی مثل کیف و موبایل است و در میان ایمیل‌ها و شبکه‌های اجتماعی گردش می‌کند. چه کسی به شما این اجازه را داده که می‌توانید وارد حریم شخصی همسرتان شوید و همه وسایل شخصی او را زیر و رو کنید؟ چرا فکر نمی‌کنید این یک رفتار کاملا غیراخلاقی است.
به یاد داشته باشید که چنین رفتارهایی نه تنها او را پنهان‌کارتر می‌کند بلکه کم کم چیزهایی را هم که به شما می‌گفت دیگر نمی‌گوید چرا که به شما اعتماد ندارد و دیگر احساس امنیت نمی‌کند. یادتان باشد او باشماست، دوست‌تان دارد اما به حریم شخصی خودش نیاز دارد و شما باید به او احترام بگذارید..

اغراق نکنید
مردها از اینکه به‌ عنوان تنها پشت و پناه شناخته شوند بیزارند. بیشتر مردها به دنبال یک زن معمولی هستند؛ زنی که معمولی رفتار می‌کند و نیازهایی عادی هم دارد.
آنها دوست ندارند هر روز پیامک‌های عجیب و غریب و زیاد از حد شاعرانه را دریافت کنند و از اینکه همسرشان بی‌وقفه از آنها محبت بخواهد هم خوش شان نمی‌آید. درواقع مردها به همان اندازه از زن‌های وابسته و بیش از حد عاطفی بدشان می‌آید که از زن‌های خیلی مستقل و سرد.
پس اگر می‌خواهید زندگی خوبی داشته باشید، به‌جای اینکه مدام منتظر یک دسته گل رز و پیامک‌های خارق‌العاده باشید، سعی کنید موقعیت‌های جدی و موقعیت‌های عاشقانه را از هم جدا کنید و به همسرتان فرصت بدهید که در کنار عاشق شما بودن، برای زندگی عادی هم فرصت داشته باشد.
 
جیغ ممنوع!
با خنده‌ و صدای بلند حرف‌زدن و مدام با نفس‌ بریده‌بریده‌ (براثرخنده‌) ماجراهای نه چندان جالب را تعریف‌کردن همیشه خوشایند نیست. بیشتر مردها در این زمان مدام در این فکر هستند که چه زمان این صحبت‌های آزاردهنده تمام می‌شود؛ شاید خودتان هم دیده باشید که گاهی اوقات مردها خودشان دور هم جمع هستند با هم می‌گویند:«فلانی چطور زنش را با آن همه سر و صدا  تحمل می‌کند؟»
چرا باید فضای آرام خانه با حرف‌های بیهوده و بلند و جیغ‌ آلوده شود. برای موضوعی که مهم نیست نباید خیلی شلوغ کنید. در حقیقت صدای بلند و زیاد حرف‌زدن در مورد چیزهای بی‌معنی برای همه آزاردهنده است و چندان زن و مرد نمی‌شناسد.
 
مثل دوقلوهای به هم چسبیده نباشید
بعضی زن‌ها فکر می‌کنند زندگی مشترک یعنی زندگی کردن مثل دوقلوهای به‌هم چسبیده. آنها انتظار دارند همسرشان از همان لحظه‌ای که از محل کارش خارج می‌شود، دربست در اختیار‌شان باشد و با این کار عشقش را به این زندگی ثابت کند.
خود این زن‌ها هم زندگی‌شان را محدود به همسرشان می‌کنند و چون از همه فرصت‌ها و خواسته‌هایشان می‌گذرند، چنین انتظاری را از همسرشان هم دارند. اما واقعیت این است که کسی از آنها نخواسته از فرصت‌هایشان بگذرند.
یک مرد معمولی، دوست دارد همسرش یک زندگی عادی و همچنین دوستانی داشته باشد كه گاهی با آنها وقت بگذراند. گاهی به تنهایی احتیاج داشته باشد و به فکر آینده و پیشرفتش هم باشد. یک مرد معمولی خودش هم به همین شیوه زندگی می‌کند و اگر کسی انتظاری جز این داشته باشد، خیلی زود با او به مشکل برمی‌خورد.
 
وقتی مدام به او زنگ می‌زنید
مردانی هستند که می‌گویند از اینکه همسرشان هر 10 دقیقه یک‌بار تلفن می‌زند و مدام پیامک‌های بی‌معنی می‌فرستد کلافه شده‌اند؛ از اینکه در تمام طول روز همسرشان زنگ می‌زند و مکان آنها را چک می‌کند اذیت می‌شوند، از اینکه باید برای هر چیز کوچکی جواب پس بدهند احساس ناامنی می‌کنند.
مردها وقتی مشغول کاری هستند توجه بیش از اندازه را دوست ندارند. ممکن است در ابتدا درباره تماس‌ها و توجهات بیش از اندازه همسرشان اعتراضی نکنند ولی به مرور کلافه می‌شوند و حتی گاهی با روش‌های متفاوت سعی می‌کنند از جواب‌دادن طفره بروند.
یادتان باشد لازم نیست شما به عنوان یک زن هر چیز کوچک و هر حرکتی که می‌کنید را به همسرتان گزارش دهید و بالطبع او هم دوست ندارد همه چیز را به شما گزارش دهد؛ اینکه کجا هست الان به چه چیزی فکر می‌کند. به او زمان بدهید که گاهی شما را نداشته ‌باشد و دلش برای‌تان تنگ شود.
 
در مقابل جمع از او بد نگویید
مردها دوست ندارند جلوی جمع از آنها بد بگویید به‌خصوص در میان اعضای خانواده و دوستان خودشان.
اگر شما شروع کنید در مقابل دیگران از همسر یا نامزدتان بد بگویید اولین چیزی که به ذهن آنها می‌رسد این است که شما چقدر نادانید که با مردی زندگی می‌کنید که رفتارهایش را نمی‌پسندید. یادتان باشد تنها چیزی که دیگران باید از شما و زندگی شخصی‌تان بشنوند این است که چقدر همسر خوبی دارید و در کنار هم خوشبختید. مردتان را تحسین کنید و مطمئن باشید که او همیشه قدردان خواهد بود.




    


تاریخ:یکشنبه 24 شهریور 1392-11:09 ق.ظ

نویسنده :shirin

دلایل حرف نزدن یک مرد

چرا این مرد حرف نمی زند ؟!


به نظر می‌رسد که خانم‌ها در همه جا از یک چیز مردها شکایت دارند :

"او اصلاً احساساتش را ابراز نمی‌کند!"
"هیچوقت نمی‌گوید چه حسی دارد!"
"خیلی وقت‌ها هم اتاق را ترک می‌کند و حسش را بیان نمی‌کند!"

بگذارید برایتان بگوییم که چرا بیشتر مردها دوست ندارند احساساتشان را مطرح کنند و اینکه چرا این یک نقطه مثبت برای آنهاست.


ساکت بودن = حل مشکل

مردها می‌گویند که خیلی بدشان می‌آید وقتی زنی در یک زمان ساکت از آنها می‌پرسد، "به چه فکر می‌کنی؟" برای خانم‌ها این یک سوال کاملاً طبیعی است زیرا خانم‌ها وقتی ناراحت هستند یا احساس می‌کنند به آنها دروغ گفته شده ساکت می‌شوند. وقتی مردی ساکت می‌شود، زن تصور می‌کند سکوت او نشانه ناراحتی اوست. از طرف دیگر، مردها وقتی می‌خواهند مشکلی را حل کنند ساکت می‌شوند.

وقتی بهتر درک کنید که همسرتان چطور احساسات خود را پردازش می‌کند، سوءتفاهمات بین شما برطرف شده و بهتر می‌توانید روابطتان را تحمل کنید. واقعیت این است که مردها و زنان فقط از نظر ظاهری با هم متفاوت نیستند، از بسیاری جهات با هم تفاوت دارند.



تحریک احساسی برای سلامت مردان خوب نیست

یکی از تفاوت‌های اصلی مردان و زنان این است که مردان باید بخاطر سلامتیشان از خودشان دربرابر انگیختگی و تحریک احساسی مراقبت کنند.

ایده آل درمانی در دهه هفتاد، تماس با احساسات را توصیه می‌کرد درحالیکه تحقیقات جدیدتر نشان می‌دهد که احساسات قوی—به ویژه برای مردان—می‌تواند برای سلامت جسم خطرناک باشد. زنان ناعادلانه جنسیت ضعیف خوانده می‌شوند اما در بسیاری از موارد، مردان آسیب‌پذیرتر هستند. زنان نه تنها عمر طولانی‌تری دارند بلکه در هر مرحله از زندگی، احتمال مرگ مردان بیشتر از زنان است. حتی در نوزادی، پسربچه‌های نارس بیشتر از دختربچه‌ها می‌میرند.



مردان عمل می‌کنند، زنان حرف می‌زنند

اول اینکه، مغز مردان در احساسات قوی به دنبال عمل است درحالیکه مغز زنان به دنبال حرف زدن درمورد موضوع است. اگر مردی به طور غریزی بداند که عصبانیت او موجب عمل می‌شود (و احتمالاً خشونتی پشیمان‌کننده)، با درپوش گذاشتن روی آن سعی در مهار آن می‌کند.

دوم اینکه، از دیدگاه تکاملی، مردان مجبور بوده‌اند که موقع شکار احساساتشان را نادیده بگیرند، ازاینرو به مرور زمان این برای آنها به مسئله‌ای طبیعی تبدیل شد.

اما یک دلیل سوم و بهتر هم برای ساکت بودن مردان برای ابراز احساسات وجود دارد.


مکانیزم بقای مردان

در موقعیتی که موجب برانگیختن احساسات می‌شود، اولین واکنش غریزی مردان این است که محیط را ترک کرده و آرام شود. این تاحدی بخاطر نحوه تاثیر گذاشتن احساسات بر روی مردان است. آنها به دنبال عمل هستند—چیزی که می‌تواند عواقب خطرناکی به دنبال داشته باشد. اگر مرد آرامش خود را حفظ نکرده و احساسی شود، فشارخون او به شدت بالا رفته و در خطر حمله قلبی قرار می‌گیرد. همچنین برگشتن فشارخون و سیستم ایمنی به وضعیت عادی برای مردان بیشتر طول می‌کشد. درنتیجه، مرد غریزتاً سعی در محافظت از خود و فرار از موقعیت خواهد کرد.


استرس احساسی پسرهای جوان بسیار بیشتر از دخترهای جوان است

تفاوت در پردازش احساسات در مردن و زنان از سنین جوانی کاملاً مشخص است. زنان نیاز دارند که بیشتر به سمت احساسات بروند زیرا معمولاً این آنها هستند که بچه‌ها را بزرگ می‌کنند. در یک تحقیق مشخص شد که پسرهای جوان بسیار سریعتر از دخترهای جوان صدای ضبط‌ شده گریه یک کودک را خاموش می‌کنند. دلیل که محققان ابتدا آوردند بی‌احساسی مردان بود. اما مشخص شد که بعد از شنیدن صدای گریه بچه، سطح هورمون استرس در جریان‌خون پسرها بسیار بیشتر از دخترها بوده است. مردها معمولاً نسبت به احساسات حساس‌تر هستند و سعی می‌کنند از آن دوری کنند.

این تفاوت جنسیتی در تمام طول عمر باقی می‌ماند و احتمال مردن مردان پیر بعد از مرگ همسرشان معمولاً بسیار بیشتر است.


اجازه بدهید کمی توضیح دهیم

بهترین راه برای کنار آمدن با یکدیگر این است که مردان درک کنند که خانم‌ها نیاز دارند که گاهی برایشان درمورد احساساتتان حرف بزنید و اینکه خانم بدانند که مردها دوست دارند درمورد چیزهای عملی حرف بزنند تا احساسات.

ازاینرو وقتی مردی می فهمد که زنش از چیزی ناراحت یا نگران است، می‌تواند از او بخواهد که درمورد آن حرف بزند. اما بعد لازم است که دربرابر وسوسه نصیحت کردن او مقاومت کند. فقط باید گوش دهد و احساسات او را تایید کند.

برخلاف این، وقتی زنی متوجه می‌شود که اتفاقی افتاده است، قبل از اینکه سوال ترسناک، "چه حسی داری؟" را از همسرش بپرسد، بهتر است کمی فکر کند. یک جایگزین بهتر برای این می‌تواند این جمله باشد، "فکر خوبی بود که اگر درمورد فلان چیز فلان کار را می‌کردیم." این به مسئله جنبه عملی می‌دهد و کمتر برای مرد ترسناک به نظر می‌رسد. یادتان باشد که احساسات قوی برای مردان خطرناک است و باید سعی کنید به جای بحث کردن وارد عمل شوید.







امان از سکوت مردانه! با کم حرفی شوهرم چه کنم؟
خانمی با خوشحالی از سر كار به خانه می‌آید تا به شوهرش خبرهای خوبی بدهد. وقتی به خانه می‌رسد با هیجان به شوهرش اطلاع می‌دهد كه در شغلش ترفیع یافته است و می‌خواهد جزئیات را مو به مو با او در میان بگذارد. اما شوهر، طبق معمول، تمایلی به صحبت كردن و یا شنیدن نشان نمی‌دهد. او تنها لبخندی می‌زند و تبریك می‌گوید و سپس به سراغ كارهای خود می‌رود. این خانم برای هزارمین بار از خود می‌پرسد كه چرا او و شوهرش خیلی كم با هم حرف می‌زنند و چرا او تمایلی ندارد در مورد ارتقای شغلی من بیشتر بداند. این خانم می‌گوید: «من می‌دانم كه او به من اهمیت می‌دهد و از پیشرفت من خوشحال می‌شود. هر وقت از او می‌پرسم آیا مشكلی وجود دارد، می‌گوید نه، همه چیز عالی است، اما به گمان من این‌طور نیست. در حقیقت، سكوت او به شدت بر رابطه ما تأثیر گذاشته. من احساس آزردگی، عصبانیت و گیجی می‌كنم.»

می‌خواهم موضوعی را بگویم كه شاید بسیاری از خانم‌ها نشنیده باشند. بهتر است بی‌پرده بگویم اینكه آقایان بر خلاف تصور خانم‌ها چندان هم كم حرف نیستند. بسیاری از زنان تصور می‌كنند كه همسرانشان قوی ولی خیلی كم حرفند. در واقع خانم‌ها در شگفتند كه این همسران قوی چرا درباره احساسات و افكار خود چیزی نمی گویند یا به‌ اصطلاح همه اش توی خودشان هستند.
 اما، واقعیت این است كه مردان هم دوست دارند در باره امید‌ها و آرزو‌ها، ترس‌ها و افكار، احساسات و عواطف خود حرف بزنند. شما سعی می‌كنید ساعتی را با همسرتان و به دور از جار وجنجال بچه‌ها تنها بمانید به آن امید كه شاید كمی هم در باره خودتان و زندگی مشتركتان با هم گفتگو داشته باشید اما، غالبا مثل مجسمه ابوالهول ساكت می‌ماند.
آن وقت است كه از خودتان می‌پرسید:
چی شده؟ چرا چشم از تلویزیون بر نمی دارد؟
چرا از خودش، روابطمان یا مسائل و مشكلات مالی كه داریم حرفی نمی‌زند؟
چرا به سر و وضع خانه نمی‌رسد؟
چرا نمی تواند 10 دقیقه، فقط 10 دقیقه، از خودش، كارهاش و از خودمان برایم بگوید؟!
در واقع، از هر 5 زن، یكی از اینكه همسرش با او ارتباط كلامی خوبی ندارد، گله مند است.
30 در صد آقایان هم مهم‌ترین دلیل اختلاف در زندگی مشتركشان را، ناتوانی آنان در ایجاد ارتباط كلامی با همسرانشان می‌دانند. به راستی چرا؟
پاسخ این است: حتی مردانی كه علاقه‌مندند در باره احساسات و عواطف و خواسته‌های خود با همسرانشان حرف بزنند یا درد دل كنند؛ یعنی با آنها رابطه كلامی برقرار كنند، این را كاری ساده و راحت نمی بینند.
روان‌شناسان می‌گویند كه درمان سكوت بر 50 تا 70 درصد از زندگی‌های زناشویی تأثیر می‌گذارد.
دبورا تانن، زبان‌شناس، می‌گوید در آغاز رابطه، مرد بیشتر صحبت خواهد كرد تا خواسته‌های خود را اعمال كند. سپس، به تدریج، صحبت‌های او كمتر و كمتر  می‌شود. اما زن هنگامی كه با مردی احساس راحتی كند، بیشتر صحبت می‌كند.
یكی از عمده‌ترین دلایلی كه زنان و شوهرانشان در ارتباط برقرار كردن با همدیگر مشكل دارند این است كه آنها تصورات متفاوتی ازموضوع صحبت خود دارند.
در ادامه سه شكایت رایج‌تری كه زنان در این مورد دارند ذكر می‌شود.

در مورد احساساتش حرف نمی‌زند
برخی زن‌ها می‌گویند كه شوهرانشان هنگامی كه ناراحت یا افسرده‌اند صحبت نمی‌كنند. این سكوت برای زنان كشنده است، زیرا به فكر فرو می‌روند كه چه مشكلی پیش آمده است. روان‌شناسان می‌گویند كه این به طور طبیعی اتفاق می‌افتد. زیرا پسران و دختران در طول دوران رشد می‌آموزند كه هیجاناتشان را به طور متفاوتی ابراز كنند. طی دوران رشد، دختران برای اینكه احساساتشان را بروز دهند تشویق می‌شوند و پسران می‌آموزند كه این كار زنانه، بیهوده و بی‌نتیجه است. بنابراین، مردان با در خود فرو رفتن به این فكر می‌كنند كه برای مواجهه با مشكل چه راهكارهایی وجود دارد.   دلایلی  وجود دارد كه باعث می ‌شود مردان به جای بیان احساسات خود لب فرو بندند؛
ممکن است کم حرفی همسرتان ناشی از عوامل زیر باشد:
- محصول فرهنگ خانواده ای است که در آن افراد خانواده کمتر ارتباط برقرار می کردند.
 - تجربه مثبت از گفتگو با همسر خود ندارد. زنان، همیشه در صحبت كردن گوی سبقت را از دیگران می‌ربایند. البته، آقایان این را به‌خوبی می‌دانند؛ ونیز می دانند كه بیش از یک سوم زنان عقیده دارند كه مردها به‌ كلی نمی توانند با همسرانشان رابطه كلامی خوبی بر قرار كنند و قادر به درک آنان نیستند و نتیجه اینكه، مردها از حرف زدن خیلی می‌ترسند؛ چون اگر ضمن صحبت اشتباه كنند، دچار درد سر می‌شوند.
- زن از شوهرش بیش از اندازه انتظار دارد. مرد‌ها در خانه نیاز به آرامش دارند؛ از نظر یك زن، وقتی مرد قدم به خانه می‌گذارد باید از سیر تا پیاز همه آنچه را كه طی روز در بیرون از خانه برایش اتفاق افتاده با همسرش در میان بگذارد. بنا براین، وقتی مرد از محیط كاری پر تنش به خانه بر می‌گردد و با همسری روبرو  می شود كه انتظار دارد با او وارد یك بحث جدی بشود، تنها یك راه برایش می‌ماند؛ گریز از ورود به بحث و البته گاهی اوقات هم برعكس تسلیم می شود. مرد‌ها دوست ندارند در تنگنا قرار گیرند و مثل یک شاهد عینی یا مجرم از سوی همسر خود زیر بمباران سؤال قرار گیرند.
وقتی زن از همسرش می خواهد كه بیشتر با او به گفتگو بنشیند و مرد در مقابل این خواست همسرش مثل گذشته بر خورد می كند، اختلافات آنها بالا می‌گیرد.
 - احساس می کند حرف اساسی ندارد و اگر حرف بزند کوچک می شود. چرا که مردها كمی وحشتزده هستند؛ بی‌تردید، زنان در ایجاد رابطه با دیگران مهارت بسیار دارند.
زنان معمولا بعداز نوشیدن یكی دو فنجان چای و كمی گپ زدن، شروع به پرسش می‌كنند؛ با تمام انرژی حرف می‌زنند؛ از همه چیز سر در می‌آورند؛ از هر دری سخن می‌گویند؛ و در این كار چنان استادانه عمل می‌كنند و تمامی مهارت‌ها و ترفند‌های خود را به‌كار می برند كه همواره و در بسیاری از مواقع سر رشته كلام را در دست می‌گیرند.
با توجه به علل فوق، زن در ایجاد فضای گرم و صمیمی در ارتباط با شوهر نقش بسزایی دارد. در چنین فضایی است که شوهر با احساس آرامش، عظمت و بزرگی، به راحتی با همسر خود ارتباط برقرار می کند و زن نیز از نظر روحی ارضای کامل می شود.
برعکس هر گونه سرزنش، تحقیر و یا مقایسه کردن با دیگران، علاوه بر افزایش کم حرفی او، رابطه عاطفی بین آنها را نیز خدشه دار می کند. هر انسانی بنا به فطرت اولیه خویش به بر قراری ارتباط و گفتگو با دیگران علاقه مند است و اگر شرایط درست آن فراهم شود، حتماً ارتباط برقرار می کند. اگر به هر دلیلی حتی به وهم و خیال، احساس ناامنی کند، ارتباط خود را قطع می کند. اگر زن فضای محبت آمیز و همراه با مقبولیت برای شوهر خود فراهم کند از ارتباط شوهرش برخوردار خواهد شد. نکته مهم این است که انسان ها با یکدیگر متفاوت هستند و هر کدام با توجه به شخصیت خود رفتار می کنند.  «بگو هر انسانی بر حسب ساختار روانی خود عمل می کند.» 
مثلاً افراد درون گرا، معمولاً کم حرف می زنند و افراد برون گرا، خیلی سریع ارتباط برقرار می کنند و با افراد گفتگو می کنند؛ از این رو نباید از افراد درون گرا رفتار برون گرا را انتظار داشته باشیم. در زندگی جمعی مخصوصاً در زندگی خانوادگی باید انتظار ما از افراد متناسب با روحیه و توانایی آنها باشد.

برای اینکه شما بتوانید از ارتباط بهتری با همسرتان برخوردار باشید، می بایست به نکات زیر توجه کنید:
-تفاوت روانی مرد و زن را بپذیرید. مردان دوست ندارند مورد پرسش همسرشان قرار بگیرند، از این رو منتظر باشید او خودش اگر صلاح دید، مطالبی از وقایع بیرون را بازگو کند.
 - به تفاوت های فردی توجه کنید. همسر خود را با هیچ کس مقایسه نکنید و او را همان گونه که هست بپذیرید.
 - با فراهم کردن فضایی پر از محبت و آرامش، از گفتگوی شوهر خود بیشتر بهره مند شوید.
 - از هر گونه سرزنش و تحقیر همسر خود بپرهیزید؛ سرزنش و تحقیر مرد موجب قطع ارتباط کلامی با شما خواهد شد. همواره شوهر خود را تمجید کنید و نکات مثبت اخلاقی او را بر زبان بیاورید.   

پیگیر حرف نمی‌شود و گفت‌وگو را ادامه نمی‌دهد
نوع گفت‌وگوی زنان كه گفت‌وگوی آزاد است اغلب باعث می‌شود كه مردان دنبال حرف را نگیرند. زنان به جزئیات شخصی علاقه‌مندتر هستند. آنها از شوهرانشان انتظار دارند در این نوع گفت‌وگو شركت كنند، اما اغلب مردها نمی‌دانند چگونه می‌توانند این كار را بكنند. برای مرد صحبت صمیمی به معنای حرف زدن از احساسات و جزئیات شخصی نیست. مرد تمایل دارد در مورد مباحث تكلیف محوری مثل فرستادن بچه‌ها به دانشگاه و افزایش مالیات و حقوق بحث كند. او نمی‌تواند به موضوعی بپردازد كه نمی‌تواند بر آن تأثیر بگذارد.
با همه صحبت می‌كند، جز من  برخی زن‌ها گله می‌كنند هنگامی كه شوهرانشان از سر كار به خانه می‌آیند، به آنها می‌گویند حوصله صحبت كردن ندارند، چون خیلی خسته‌اند اما اگر همان موقع یك دوست با آنها تماس بگیرد، زمان زیادی با او صحبت می‌كنند. برای زن گفت‌وگو نشان‌دهنده دلبستگی، علاقه و محبت است. اما برای مرد گفت‌وگو كار است، زیرا آنها از آن برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران و بازگو كردن اطلاعات استفاده می‌كنند. در خانه آنها تمایل دارند آرامش داشته باشند و دوست ندارند بحث كنند. زنان و مردان به رغم دیدگاه‌های متفاوتشان، می‌توانند مشكلات ارتباطی‌شان را حل كنند.
پس برای اینكه شوهرتان با شما درد دل كند این راهبردها را به كار گیرید:
 زمان مناسبی را برای گفت‌وگو انتخاب كنید: این مسئله بسیار مهم است. شما ممكن است كه بسیار علاقه‌مند باشید كه بعد از بازگشت از كار، با شوهرتان صحبت كنید، اما او در آن موقع نیاز به آرامش داشته باشد. پس بهترین راه این است كه بعداً گفت‌وگو كنید. 
در مقابل سكوت شوهرتان سكوت نكنید: گاهی اوقات سكوت مرد باعث ایجاد احساس ناكامی و عصبانیت در زن می‌شود. برای اجتناب از این موقعیت، موقعی كه شوهرتان پاسخ نمی‌دهد سكوت نكنید. به او بگویید: «می‌توانی به من بگویی چرا برای تو سخت است بگویی به چه فكر می‌كنی؟» اگر او باز هم پاسخ نداد، راحت از كنار سكوتش رد نشوید. به او بگویید تمایل دارید در مورد آینده صحبت كنید. او را متوجه كنید كه شما انتظار شنیدن پاسخ دارید.

جزئیات را بپرسید: سؤالات دقیق بپرسید. این‌گونه سؤال نكنید كه «امروز كار چطور بود؟»، زیرا او می‌تواند در یك كلمه جواب بدهد كه عالی بود یا افتضاح بود. در مقابل، از جزئیات كارش سؤال كنید. مشخص‌تر شدن سؤال باعث می‌شود كه او با احتمال بیشتری به سؤال شما به طور جزئی و با دقت پاسخ بدهد.

مراقب اشاره‌های غیركلامی‌تان باشید: اگر شما هنگام صحبت كردن كتاب ورق بزنید، كار را برای اینكه شوهرتان ساكت بماند آسان كرده‌اید. برای بهتر شدن گفت‌وگو سعی كنید حالت چهره‌تان خنثی باشد، بدنتان آرام و لحن صدایتان نه بسیار بلند باشد، نه بسیار آرام. در ضمن تماس چشمی برقرار کنید.
 علائق مشتركتان را توسعه دهید: زوج‌هایی كه همه توجهشان را بر بچه‌ها یا كارشان متمركز می‌كنند اغلب درمی‌یابند كه بسیار كم با همدیگر صحبت می‌كنند. شركت در فعالیت‌های متفاوت و جدید از جمله پیاده‌روی ومسافرت همراه با همسرتان باعث می‌شود كه شما به مقدار بسیار بیشتری با همدیگر صحبت كنید.
دقت گوش دهید: هنگامی كه شوهرتان صحبت می‌كند، به حرف‌های او توجه كنید و اجازه ندهید ذهنتان منحرف شود. مهارت‌های گوش فرادادن فعال را به كار ببرید. چیزی را كه شوهرتان می‌گوید به زبان خودتان بازگو كنید. هنگام صحبت او مخالفت نكنید و وسط حرف‌هایش نپرید. گوش فرا دادن فعال می‌تواند به او كمك كند تا راحت باشد.
 منصفانه بحث كنید: اكثر زوج‌ها نمی‌دانند كه چگونه بحث سالمی داشته باشند. بسیاری از مردان تلاش می‌كنند به طور كلی از بحث كردن اجتناب كنند، زیرا می‌ترسند كه این بحث تبدیل به یك مشاجره توان‌فرسا شود. برای مقابله با این مسئله یاد بگیرید كه سازنده بحث كنید. از به كار بردن الفاظ منفی، جملاتی كه با «تو هرگز...» یا «تو همیشه...» شروع می‌شوند، ایجاد احساس گناه و دوباره مطرح كردن اشتباهات گذشته اجتناب كنید. در مورد اینكه اكنون چه احساسی دارید صحبت كنید و به نقشتان در بروز مشكل اشاره كنید. همه تقصیرها را به گردن شوهرتان نیندازید؛ حتی اگر فكر می‌كنید واقعاً در این مورد خاص او مقصر است.
 از روان‌شناسان كمك بگیرید: اگر شما راهبردهای بالا را به كار گرفتید اما هنوز مشكل وجود دارد، سراغ مشاور بروید.



تاریخ:دوشنبه 24 تیر 1392-11:36 ق.ظ

نویسنده :shirin

چند نکته در رابطه با ایجاد حس تعهد در مردان

  • مدام بحث تعهد رو پیش نکشید هرچند که درونا احساس نگرانی می کنید که این رابطه به کدوم سمت داره میره و بخواید سعی کنید که ازش تعهد بخواید این کار فقط بهش استرس میده و باعث میشه عقب نشینی کنه.
  • سعی نکنید مردیرو متقاعد کنید که رابطتون چقدر عالیه اینکارتون به اون حس بدی میده و اینکه یه مرد موقعی عاشق میشه که حس کنه که وجود خودش همونطور که هست شما رو خوشحال می کنه .
  • اگر وقتی با مردی هستید حس خوبی به شما میده این حسو باهاش سهیم بشید و ابراز کنید. این مردو خوشحال میکنه که بدونه میتونه شما رو خوشحال کنه و دلش میخواد بیشتر و بیشتر این حس خوب رو داشته باشه.
  • درباره رویاهای آیندتون با یا بدون اون باهاش صحبت کنید بدون اینکه بخواید اونو تحت فشار بذارید مثلا اینکه من دلم نمیخواد رابطه رو به هیچ سمت خاصی هول بدم اما دوست دارم که در آینده خانواده داشته باشم و یادتون باشه که شما قبل از تعهد به هر مردی به خودتون و خوشبختی خودتون تعهد دارید.
  • شما باید زنی باشید که عاشق اونه اما نیازمند و محتاجش نیست


تاریخ:سه شنبه 7 خرداد 1392-12:34 ب.ظ

نویسنده :shirin

وقتیکه مرد در رابطه عقب نشینی می کند

یه مرد ممکنه باهات خیلی خوب رفتار کنه هی بهت زنگ بزنه باهات قرار بذاره و... اما یه دفعه خودشو عقب بکشه انگار که دیگه تمایلی نداره یا تو کار اشتباهی ازت سرزده . وقتی که مردی برای مدتی واقعا با زنی صمیمی میشه از این احساس لذت میبره و بیشتر میخواد اما بخش عجیب ماجرا اینه که وقتی این صمیمیت رو تجربه می کنه ناگهان نیاز به فضا پیدا می کنه.مقداری فضا برای بهبودی.مثل موقعیکه بعد از ورزش ماهیچه نیاز به استراحت پیدا می کنه تا دوباره قوی و فعال بشه. مردها حتی در روابط خوب هم فاصله می گیرن. دلیل دیگری هم برای فاصله گرفتن مردها هست (اگر حس کنند که با هدف خود فاصله گرفته اند). اونها براشون مهمه که بدونن دارن با زندگیشون چیکار میکنن و هدفشون چیه.هدف یک مرد میتونه پیشرفت شغلی یا ایجاد شرکت خودش باشه یا کاری خلاقانه مثل یک پروژه شخصی در خانه یا حتی  تمرین ورزش مورد علاقش باشه. موضوع اینه که مرد اهدافی داره که دل مشغولی اون حساب میشن و روشون تمرکز میکنه تا به خوبی انجامشون بده.وقتیکه مرد دنبال اهدافش نمیره یا حس می کنه که از اونها دور افتاده این امر در رابطش مشکل ایجاد میکنه.خودشونو عقب میکشن بی قرار میشن و زود آزرده میشن کلا خودشونو کنار میکشن. اغلب خودشونم نمیدونن که چه اتفاقی داره براشون میفته و با عقب کشیدن از رابطه ی احساسیشون حتی شرایط رو برای خودشون بدتر می کنن.این به خصوص موقعیه که میبینید توی رابطه حاضر و غایب میشن تا اینکه کاملا فاصله میگیرن. اینجاست که زنها میخوان که به مرد کمک  کنن یا حتی قضیه رو به خودشون میگیرن و در احساسات مرد نسبت به خودشون تردید می کنن.

رفتارهای زنانه ای که در این شرایط هیچ کاربردی ندارن :

1.       متقاعد کردن

وقتیکه مردی با تردید با شما رفتار می کنه سعی برای متقاعد کردن اون در خلاف جهت شما رو در موقعیت ضعف قرار میده حتی اگر این رفتار رو با دادن اولتیماتوم بروز بدین بازم بی حاصله چون در این شرایط فاصله گرفتن اون به خاطر تصمیم آگاهانه ی خودش نیست . شما مردیرو میخواید که خودش شما رو دوست داشته باشه و بخوادتون نه اینکه بخواید مجبورش کنید یا متقاعدش کنید به اینکه باید رابطتون چه جوری باشه .

2.       بیش از حد احساساتتون رو سهیم بشید

به ذهنتون میرسه که اگر شما شروع به سهیم شدن احساساتون کنید اون هم متقابلا با شما همراه خواهد شد. مردها اینطوری نیستن که اگر شما شروع کردین به ابراز احساسات و نزدیکتر شدن اونها هم در عوض همینکارو بکنن به خصوص موقعیکه خودشونو عقب کشیدن از رابطه .وقتیکه مردی عقب میکشه یعنی نیاز به زمان داره تا با احساسات خودش کنار بیاد و دوباره شارژ بشه.موقعیکه آماده باشه خودش برمیگرده .

3.       توقعات غیر واقعی

زنها فکر می کنن که اگه اوضاع رابطشون خوبه پس مرد به طور طبیعی خودش رابطه رو به مرحله بعدی هدایت خواهد کرد زنها اینطور فکر می کنن حتی موقعیکه مرد هیچ حرفی از آینده نزده و نمیزنه. زن به این طرز فکرش ادامه میده تا اینکه یه دفعه میفهمه که مرد داره با زنهای دیگه ای قرار میذاره با دیگه برای آخر هفته هاشون برنامه ای نمیذاره و یه دفعه شکه میشه . این به این خاطره که زن برای خودش توقعات غیر واقعی گذاشته و وقتی توقعاتش براورده نمیشه ناراحت و سرخورده میشه و شروع به دعوا و جروبحث میکنه که این حتی قضیه رو بدتر میکنه. روی دیگه ی سکه اینه که زن وانمود میکنه که با یک رابطه سطحی راضی و خوشحاله و صبر میکنه تا بلکه مرد تغییر کنه و وقتی اتفاقی نمی افته باز ناامید و سرخورده میشه.

4.       پروژه صحبت کردن

برای زن مستقل امروزی که زمام زندگیشو داره به دست میگیره منطقی به نظر میرسه که همه ی کارتاشو رو کنه و به طور جدی با مرد در مورد اینکه رابطه داره به کدوم سمت میره بشینه و صحبت کنه. شما فکر می کنید که اگه همه ی دلایلتون رو مبنی بر اینکه ما چه زوج ایده آلی هستیم ارائه کنید اون هم چشماش باز میشه و حقیقتو میبینه و میفهمه عجب احمقیه و تصمیمشو کلا عوض می کنه. نه اینطور نیست چرا که یه مرد برای خواستن شما و متعهد شدن به شما نیاز به دلایل خودش داره و این دلایل موقعی براش ایجاد میشن که اون عمیقا جذب شما شده باشه .


ترجمه از شیرین


مطالب کامل در این کتاب یافت میشود کلیک کنید



تعداد بازدید : ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  


jazbe mardamoozeshe zaban online
italki
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ